تبليغاتX
.: هم خاک :.
یادم رفت تولدمو به خودم تبریک بگم!!! یادم رفت حسم، وقتی که تازه متولد شدم نه از مادر که از درد...یادم رفت وقتی کوچیک بودم شمع های کیک تولدمو روشن کنم تا روشنی ثمره عمر 24 سالم باشد نه تاریکی هول انگیز خردادی...یادم رفت بگم انشاالله غم آخرم باشه تولدم که تازه اول غم نامه هاست وقتی دیدم جوانی با خونش پرواز را به ما آموخت...تیر ماه را دوست می داشتم چون مرا نوید می داد اما ندایی از تیر نشنیدم...ندایی نیامد بلکه تیری آمد و زندگی را مچاله کرد...به راستی چرا فراموش کردم تولدمو به خودم تبریک بگم!!!

+ المیرا حسین نژاد |