تبليغاتX
.: هم خاک :. - یکبار دیگر...

يکبار ديگر

من رشته هارا پنبه کردم

در خود فر رفتم به خود باز آمدم ، باز

ديدم در آنجائی که بودم ايستاده ام .

در خواب بودم :

ديوارها ، دروازه های بی کلون بود

فرسنگها ، از عقل تا مرز جنون بود .

بيدار هستم :

دروازه ها ، ديوار چين است

هر گام ، از خورشيد تا قعر زمين است .

در خواب بودم ؟

بيدار هستم ؟

+ المیرا حسین نژاد |