يکبار ديگر
من رشته هارا پنبه کردم
در خود فر رفتم به خود باز آمدم ، باز
ديدم در آنجائی که بودم ايستاده ام
.در خواب بودم
:ديوارها ، دروازه های بی کلون بود
فرسنگها ، از عقل تا مرز جنون بود
.بيدار هستم
:دروازه ها ، ديوار چين است
هر گام ، از خورشيد تا قعر زمين است
.در خواب بودم ؟
بيدار هستم ؟