تبليغاتX
.: هم خاک :. - شب یا روز
زندگی یا شبه یا روز....روزها دنبال زندگی می دویی و شب ها با کابوس روزهای گذشته و روزهای آینده می خوابی....صبح که از خواب بیدار می شی خستگی همه زندگی رو شونه هات سنگینی می کنه خیلی وقتها سر درد داری...خیلی وقتها استرس کارهاتو داری....خیلی وقتها عجله داری..عجله داری که زود سر کارت برسی و غرغر رئیس تو نشنوی...زود به کلاس برسی که استاد ضایع ات نکنه...عجله داری به سرویس برسی.... همیشه عجله داری....

در سرزمین ما...در سرزمینی که فقط در سروده های حافظ و سعدی سرزمین گل و بلبل است!!! زندگی شده جون کندن...زندگی شده بدبختی...زندگی شده دویدن و نرسیدن...زندگی پوچ...بدون هدف..تا کی می خوایم اکسیژن بیهوده حروم کنیم....نمی دونم تقصیر ماست یا ساختار...همه بی حالیم...کسی حال نداره بگه چرا؟؟؟ چرا باید جوونهای ما زنهای ما این قدر افسرده باشن؟؟؟ تو دانشگاه تبریز با هر قدمی که برمی داری اسم یه کانون مشاوره می بینی!!!! آیا درمان درهای جوونهای ما کلینیک مشاوره و مشاوران مجرب است؟؟؟آیا درد جوونهای ما سوالات اعتقادی است؟؟؟ به راستی چرا ما به جای تشخیص درد تجویز می کنیم....

 یادمه بچه که بودیم می گفتن هر روزتان نوروز ...نوروزتان پیروز.... الان نه نوروزی مانده ونه پیروزی...هر آنچه است عزاست و گریه و ....هر روزمان شده مراسم سوگواری..مراسم عزادای...مراسم گریه...

امسال هم داره تموم می شه و ما هنوز اندر خم یک کوچه دور افتاده و متروک روزگار می گذرانیم...نه به عطر آویشن می اندیشیم نه به بوی آزادی...ما مردگان متحرک را چه کسی یاری می کند؟؟؟؟؟

+ المیرا حسین نژاد |