راستش خیلی دلم می خواد الان یه متن بنویسم اما هیچی به ذهنم نمی رسه...ذهنم مثل یه برگه سفید شده سفید...سفید....
داشتم زندگی می کردم..کی بود؟ فکر کنم 4 سال پیش...تو این 4 سال خیلی چیزا تغییر کرد...من،تو!!!!
شاید اگه این اتفاق ها نمی افتاد بزرگ نمی شدم ...من بزرگ شدم..من بدبین شدم...من خودمو شناختم و تو رو گم کردم...می دونین تو کیه؟ تو همونیه که من بودم و الان گمش کردم...تو آرامش قبل از طوفان من بود...تو من بودم زمانی که تو خواب بود....
فکر کنم اگه ننویسم بهتر باشه....
تمام عمر چون دریای قطبی منجمد بودم مرا تبخیر کردی ابر عابر ساختی از من